تبليغاتX
The Death Road
...

2006/7/19

حرف هایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هر کسی

به اندازه ی حرفهایی ست که برای نگفتن دارد .

 

بهونه ی خوبیه زمانی که به لکنت میافتی

نمیدونم ... یه اتفاق ... یه پیشامد ... حسی عجیب و غریب

اتفاق یعنی یکی شدن

پس یه اتفاق ... خیلی سریع و شیرین و لذت بخش ... با یه کم طعم دلتنگی و ...

که گره می خوری

که فاصله ای اندازه ی یه کف دست خیلی دور میشه

گره خوردن ِ  نگاه ها ٬ دست ها ٬ نفس ها ٬ آغوش ...

گره ای که باز نمیشه ....

 

خدای من

به هر که دوست میداری

بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هر که دوست تر میداری

بچشان که دوست داشتن از عشق برتر .

+ 22:2 | 

 

 

. .. ...

2006/7/16

کدامینتان حاضرید دلتنگی هایم را بشمارید ؟
نه
راضی نیستم به دق کردنتان ... .. .

زنده ام تا هستی

            عاشقم تا زنده ام

                         دلتنگم تا عاشقم

+ 17:57 | 

 

 

؟

2006/7/12

+ 15:31 | 

 

 

خاله ...

2006/7/12

خاله
خاله بیا باهام بازی کن
خاله
خاله
عروسک میخوام
خاله
گرممه خاله
خاله
خاله
گشنمه خاله ، شوکولات میخوام
خاله
خاله بریم پارک
خاله
خاله
سردمه
خاله
جیش دارم خاله
خاله
خاله خوابم میاد
خاله
خاله
بغلم کن
خاله
چند تا دوسم داری؟
خاله
خاله
هیچی نگو
یادت نره تو فقط یه خاله ای

+ 13:3 | 

 

 

حسه خوبیه ... لیدوکائین ... بی حسی
بین بودن و نبودنت فرقی نیست
بودنم درد سره
چرا نفس میکشی؟
دیگه نمیکشم
جدی نگرفت
اما جدیه ... کاش ... شبیهند چقدر کاش و کشک .. .
تنهایی
تو هم با من نبودی ... می خوام غرق بشم ... همین حالا
غرق ِ چی ؟ دود ؟ الکل ؟ آبِ شور ِ چشمات یا دریا ؟
ماهی باید تو دریا باشه اما فرقی نداره ... دیگه نمی خوام نفس بکشم
دریا ماهی رو پرت کرد تو خشکی ... پس دیگه نمیتونی نفس بکشی ... بیا ..  اینو  ببند دور دهنت ... طوری که نتونی بازش کنی ... درد داره
فکر میکنی دردش بیشتر از اینه که برای دریا یه ماهی باشی مثه همه ی ماهی ها ؟
انگار که برای عشقت یکی باشی مثه همه ... آروم باش ... تموم میشه ... هیچ نگو ... اگه سخته دونه دونه موهاتو بکن ... بشمار .. .
ساعت یک نیمه شبه .. .
زمان زیاده ... بشمار ... شده تا صبح ... شده تمام دلتنگی هاتو بشماری ... شده تمام دوست داشتن ها تو بشماری
از موهای سرم هم بیشتره .. .
قلبت خسته ست ... خیلی وقته درد میکشه ... دیگه جونی نداره ... آروم آروم تموم میشه
فکرشو بکن ... چشمات رو توی یه قبر ه تاریک و سرد باز میکنی ... همه چیز تموم شده .. .
بشمار ... همه غمهای دنیارو بشمار و بخند ... عشق رو اگر چه شمردنی نیست اما بشمار .. .
صدای نفس هامو میشنوی ؟میشمارم .. .

 
میشماری ...  میشماری ...  میشماری ...  چشم باز میکنی ... جای یه قبر خودتو وسط بیمارستان پیدا میکنی ... لعنت به این زندگی .

+ 19:32 | 

 

 

برای تو

2006/6/29

خوابیده اند

آرام

عروسکهایم

باز است

چشمانشان

چو مردگان

رو به دنیا

اما

خوابیده اند

آرام

تمام ِ شب

و

تمام ِ روز

نخواهند شنید

ناله ی بچه گربه ها را

یا حتی

گریه ی کودکی که در آغوش میکِشدشان

 

پر شده

دیوار

تخت

تمام اتاق

از عروسکهایی فرو رفته در خواب

که ذهن مرا هم

پر میکنند

 

می ترساندم

نگاهشان

لبخند دروغینشان

من

میترسم

از سرمای تنشان

 

دگر دوستتان نخواهم داشت

مردگانی که

از دنیایم بی خبرید

تنهایم بگذارید

از ظاهر مهربانتان

می هراسم

به آتش خواهم کشیدتان

 

من

هنوز هم کودکم

اما

"عروسک ها را بغل نمیکنم"

دگر نخواهم گریست

دگر نخواهم ترسید

آغوش تو آرامشم می بخشد

 

و

هنوز هم کودکم

تنها برای تو

می پرستم

گرمای نفس هایت را

لبخندت را

نگاهت را

 

چشمانم برای تو

بفشار مرا در حلقه ی دستانت

دگر هیچ نخواهم گفت

که

همه را

از نگاهم خوانده ای

+ 22:23 | 

 

 

2006/6/28

بیمار  ِ   خنده های   تو ام

بیش تر   بخند 

خورشید  ِ  آرزو ی  منی

گرم تر   بتاب

+ 17:23 | 

 

 

Can't you see

2006/6/23


Can't you see?
Don't you care?
I want to die.
Don't you listen?
Can't you hear?
My silent cry?
Won't you turn?
Can't you hold?
Me to your heart?
Are you afraid of what might follow?
Once you start?

Would you rather not believe,
That I'm in such pain.
That all your sense and good advice,
Must be in vain?

Would you rather tell yourself,
I'll be OK.
And all this adolescent angst
Will go away?


Would I also swim across,
This lake alone!
But if you cannot swim with me,
I know I that I'll drown.

+ 13:11 |