تبليغاتX
The Death Road
 
تا حالا هیچ وقت به این اندازه آرامش رو لمس نکرده بودم ...

دست و پا و لبم مال ِ تو ... تنها یه جفت چشم می مونه برای انتظار ... .. .

+ 17:45 | 

 

 

وسلام .

2006/6/4

ـ ــ ـــ ــــ ـــــ ــــــ ـــــــ ــــــــ ـــــــــ ــــــــ ـــــــ ــــــ ـــــ ــــ ـــ ــ ـ

سحرا وقت دعا
من به پر باری ابرم
به سبک بالی باد
با خدا حرف میزنم
با خدا که موج نورش توی لحظه هام میاد

اون خدایی که همه عالم از اوست
رو بلندی پای ابرا می شینه
می دونم که های های گریه هامو می شنوه
می دونم که اشک هامو می بینه

صدای اذون میاد

صدای اذون میاد
می پیچه تو نفس ساده ی صبح
رو لبم نشسته آه و دله من غرق گناه
سر می زارم روی سجاده ی صبح

سحرا وقت دعا
من به پر باری ابرم
به سبک بالی باد
با خدا حرف میزنم
با خدا که موج نورش توی لحظه هام میاد

اون به محراب یقینم میبره
به سرا پرده ی دینم میبره
اون تسلای وجود
سر هر بود و نبود
به شکوه لحظه های بهترینم میبره

اون که تاریخ بلند کبریاش تو دلا غریزه ی ستایشه
سر به سجدش میزارم تا بمیرم
واسه رفتن تن من یه خواهشه

صدای اذون میاد

صدای اذون میاد
میپیچه  تو نفس ساده ی صبح
رو لبم نشسته آه و دله من غرق گناه
سر میزارم روی سجاده ی صبح

سحرا وقت دعا
من به پر باری ابرم
به سبک بالی باد
با خدا حرف میزنم
با خدا که موج نورش توی لحظه هام میاد

ـ ــ ـــ ــــ ـــــ ــــــ ـــــــ ــــــــ ـــــــــ ــــــــ ـــــــ ــــــ ـــــ ــــ ـــ ــ ـ

+ 21:49 | 

 

 

با تو ام

که چی ... ؟

بی خیال

لعنت به من اگه دیگه حرفی بزنم ... .. .

بی خیال حرف و فکر ... بی خیال نفس کشیدن

بزار هرچی می خواد بشه ... اصلا دیگه چی میتونه بشه ؟

چه مرگته باز ؟

دوست داری بهونه برای غصه خوردن بتراشی ؟

دوست داری گریه کنی تو خیابون جلو آدما ؟

                                                     من ... هیچ .

مگه دیگه کاری از دست بر میاد که نکرده باشی ؟

دیگه چه جوری باید ثابت کنی که ... بزار ... .. .

هیچ وقت همه چیز اون طور که تو می خوای نمیشه

تا کی میخوای زمین و آسمون رو دود کنی ؟

تا کی می خوای Do you know you are not alone گوش بدی وقتی ... .. .

مگه دیگه چه قدر زنده ای ؟؟

                                  می خوام تا زنده ام با ... .. .

قرار شد حرف نزنی

                      پس

                         خفه

+ 20:44 | 

 

 

دنیا  مانند  قندانی  کوچک  است ... کوچک ... خوب  میدانی ... میدانی  هر آنچه  که  انتظار  نمی رود  اتفاق  می افتد ... تنها  در  یک  لحظه ... روی  چمن ها ... بالای  درخت ... در  لحظه ای  شیرین  مثل  توت ... لحظه  سرشار  از  زلال نگاه  و  لبخند  تو ست ... سرشار  از  خدا ... و  من  سرشارم  از  ناگفته ها  همچون  سکوت ... چون  شب ... شب هایی  که  زیبایند  با  خواب ٍ  تو ... خواب  در  بیداری   با  چشمانی  باز... چشم هایی  که  آینه اند  برای  چشمانت ... و  درخشش نوری  در  انتهای  تاریکی  شب ... چشم ها  و  آینه ها  و  ستاره ها  در  لحظه  می درخشند ... و لحظه  در  گذر  است ... من ... تو ... همه  می گذریم ... دل ها  را ... نه  به  هر آنچه  که  از  کنارش  می گذریم ... که  به هم  گره  کنیم .

+ 15:35 | 

 

 

Wake.. from your sleep
The drying of your tears
Today we escape, we escape

Pack.. and get dressed
Before your father hears us
Before all hell breaks loose

Breathe, keep breathing
Don't lose your nerve
Breathe, keep breathing
I can't do this alone

Sing.. us a song
A song to keep us warm
There's such a chill, such a chill

You can laugh
A spineless laugh
We hope your rules and wisdom choke you
Now we are one in everlasting peace

We hope that you choke, that you choke
We hope that you choke, that you choke
We hope that you choke, that you choke

+ 22:52 |